تبليغاتX
» عـــ ـشـ ــق یــ ـا نــفــرتـــــ ــ «

» عـــ ـشـ ــق یــ ـا نــفــرتـــــ ــ «

سلام بچه ها امروز میخوام چند تا از خودم واستون عکس بزارم نظرتونو بگین ....

برید توی ادامه مطلب

* بجه ها به دلیل بعضی از افراد بیشعور رمز دار شد کسی خواست بگه بدم بهش البته منظورم دوستام هستن ...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 17:44 توسط Ali| |

وقتی من شکستم هیچکی پشت من نبود

هیچکی دست دراز نکرد به سمتم واسم نموند

تنها موندم وقتی میشد پشت به پشتشم کبود

هیچکی پشت من نبود

هیچکی ت.خ.م.ش.م نبود

روزی هزار تا صفحه پشت من میزاشتن

مانع توی راه برای کشتنم میکاشتن

اما من میگفتم تلاش دشمنم بی فایدست

با این هزار تا صفحه مستند میساختم

هر روز بیشتر در من تو قلبم

آدمای شهر من قبر من رو کندن

من تو این جهنم همه رویاهام رو کشتم

همین دستشو ول کردیم دنیا مارو گم کرد ...

به خدا قسم نخواستم هیچ زمانی من خم بشم

اسیر غم بشم

درگیر ماتم بشم

وقتی دل میگیره

وقتی لحظه میره

وقتی یکی مثله من که تو جوونی پیره

الان که من مُردم

جسم من رو بردن ...

این عکس همه دنیا رو به چشم من مه کرد

این عکس لعنتی قلب من رو له کرد

روزا که نبودی تنها بودم با عشقم

اما خیلی راحت اونم منو ول کرد

بیخیال ...

خوب چشماتو قفل کن تو کشوی پنجمم

این نوشته های منه واسه درد مردمم

اونا که تونستن روزایه من روو شب کنن

همونا که تونستن قلبم روو غرق غم کنن

یالا علی پاشو

این به بعد بجنگ

روو به مشکلات بخند ...

 

* مخاطب خاص

Help God

Help God

My Heart

Sed

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:1 توسط Ali| |

چرا باید اینطوری باشه کسی که با تمام وجود میخوایش حسش میکنی دوست داری تا آخر ماله تو باشه ولی ....

اینقدر مشکل سر راه باشه که نزاره و اون نخواد باهات باشه چون اینقدر شکسته که قدرت شکستن دوباره رو نداره ... خودش میگفت

خیلی جامعه داغونه کسی که تورو دوست داره تو اونو دوست نداری و کسی که دوسش داری اون تورو دوس نداره همیشه باید تنها باشی با فکر خودکشی زندگی کنی ... با فکر اینکه یه روز میمیری و راحت میشی ...

میخوام یه شعر از خودم واسش بزارم :

 میدونم کنارم نیستی و فاصله زیاده      ولی دوست دارم آره این اعتیاده

رفتی تو قلبم . وجودم . حسم           چرا باید غمگین باشه این قصه ام

ستاره ها محو شده حتی ماه هم            مهم نیس هیچی وقتی هستی با من

از چیم بت بگم از دست سردم           هر چی بخوای بت میدم حتی قلبم

 

نمیدونم چطوری بش ثابت کنم من دوسش دارم چطوری ..

حتی خداهم منو تنها گذاشته باشه اون هم یه زمانی نگاهی به من میکرد ولی اونم علی رو فراموش کرده....

دیگه خسته ام از شندین حرف هایی مثل : نه . بسه . دارم خفه میشم . حالم خوب نیس . دوست دارم ولی نه .... این چه معنی میده ؟؟؟؟

دوست دارم ولی نه ؟؟ برمیگردم به تواناییم نگاه میکنم همه اش رو جمع میکنم استفاده میکنم برای رسیدن به کسی که تو آرزو هام بوده ولی پیداش کردم ...

خوشحال ولی ناراحت . خنده ولی با اشک . فکری آزاد ولی پر از حرف هایی با علامت ! تعجب . لعنت به همه چیز به همه چیز ...

خدایا دیگه تو چرا ؟؟ تو که همیشه کمکم میکردی . یه نگاهی به من بکن دلم واسه علی شاد تنگ شده خیلی وقته ...

Love

Love

Love

Love

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 10:29 توسط Ali| |

کوچه ها را بلد شدم ،

خیابان ها را ،

مغازه ها را ،

رنگ چراغ های راهنمایی را ،

جدول ضرب را ،

و دیگر در هیچ مسیری گم نمیشوم ،

اما ...

هنوز گاهی میان آدمها گم میشوم ،

آدم ها را بلد نیستم .

بلد شدن

بلد شدن

بلد شدن

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 13:40 توسط Ali| |

سلام به همه ی دوستای گلم ۲۷ اسفند تولد علی آقایه !!!!

پس به افتخار خودم دست دست دست !!!

همتونو دوست دارم ممنون از اینکه تو این مدت گذشته با من بودین و منو تو پیچ و خم زندگیم راهنمایی کردین این جا جا داره از چند نفر تشکر کنم اول از نرگسی خواهریم و دوم رسول دوست خوبم و ...

 

فقط واسم دعا کنین که سال جدید مثه امسال نشه  خیلی ضربه خوردم همتونو میدوستم !!!!

tavalood

tavalood

 

 

 

نوبت کیک تولده بیارم.... هوی چیکار میکنی کو کیک طبیعیش نکن بقیش کوو ؟؟؟؟ خوردی

 

 

 

keyk khar

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 22:9 توسط Ali| |

سلام بچه ها امروز داشتم آهنگ در و باز کن بیا از زد بازی رو گوش میدادم خیلی حال کردم خیلی مفهومی میخونن واقعا خوب میخونن میخوا آنگشونو براتو بنویسم :

درو باز کن بیام ببین من چه شکلیم بدون تو

درو باز کن بیام ببین من چه شکلیم بدون تو

نزار فاصله بیاد بخواد بینمون بمونه

بدون عشقمون گرونه

توی تهرونه یه دونه

توی فکرمون میمونه

بودیم شیطونو دیوونه

شاید عیبمون این بوده

موندیم امروزو بی خونه

روی الکل و سیگار

گرفتم لااقل من تورو ۳۰ بار

موندم هر صبحو بیدار

سراغتو گرفتم من از در و دیوار

ولی خبری نبود میخوام مغزمو چیکار

وقتی نمیدونم کجای این دنیا گمی

هنوزم با منی یا که جدا شدی

اینا تغصیر منه

دلامون نزدیک همه

بخاطر منه

بینمون انگیزه کمه

نمیدونم من دیگه فرقه خوب و بدرو

واسه فهمیدنشم راه دور رو نرو

فقط برو اگه میخوای ازم صدمه نبینی

چونکه آشتی هم کنیم

حتی ۱۰۰ دفعه همینیم .............

تادستات خونی تر نشه

تا چار تا لیوان پرت نشه


جهنمه واسه ما

 تو می خوابی من می رم بیرون می شم پادشاه


واست خوندم قبل صبح

 

 چشات باز و بسته شد


وقتی عکسات بود تو قابشون

 خوب بود حالمون می شدی با یه بوسه آروم با اون


خنده هات که با دقیقه ها می رن

 

 خواب و بیداری وقتی پیاده راه می رم


از سر بی حس تا پا


من به جای تو می رم تو بمون اینجا ، بمون اینجا


هر بار هر جا تنهام

 یادم می یاد اون موقع که یکی دیگه بودم


100 بار دعوا می کردیم هربار

 

می گفتی نمی تونم وقتی ازت خیلی دورم


چون برات یکی بودم...

Sed

Sed

Sed

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 22:9 توسط Ali| |

چرا وقتی تو خونه ام افسرده ام بیرونم همینطور .

عجیبه همه میگن درکت میکنن ولی هیچ کدوم نمیتونن بفهمن توی دلت چی میگذره!!!

درون انبوهی از مردم گم شده دارم خفه میشم فریاد میزنم کسی صدامو نمیشنوه ، انگار که مرده ام  و کسی منو نمیبینه به خودم نگاه میکنم میبینم زنده ام ولی عجیبه چرا پس اینجوریم!!!

سیگارم تو دستمه مردم بهم نگاه میکنن با چشمی ناراحت و دلسوزانه مرا نصیحت میکنن ولی نمیدونن با نصیحتشون بدتر که هیچی داغون میشم به جای نصیحت منو درک کنین کار سختیه شاید باشه . پس اینقدر میکشم که یا از اینجا برم یا یه نفر باشه تا منو درک کنه ...

کسی منو درک کنه نیس ... نمیتونه درکم کنه .... چون چیزایی که من فکر میکنم راجبش واسه اونا درکش سخته .... من تو لجن زارم و همه به جایی که دستمو بگیرن از روم رد میشن ....

Damet Life

Damet life

Damet Life

Damet life

Damet Life

میخندم ولی....

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 13:41 توسط Ali| |

I feel you

I touch you

And I kiss you

I like You Dear

And love is Hear

Dont be Afrid I stay with you

Love dont lie

We make love Be my style

My Love Is yours

I LOVE YOU .lOVE

Love

Love

Love

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 12:23 توسط Ali| |

سلام به همه ولنتاینتون مبارک !!!!!

۱۴ فوريه روز جشن دوست پسر ها و دوست دختر هاست و من اين روز را به همه دختر پسر ها تبريک می گويم

در سال هاي بسيار دور در قرن سوم ميلادي شخصي به نام كلوديوس بر روم حكومت مي كرد. او ارتش بزرگي داشت وعلاقه زيادي به كشور گشايي داشت و از تمام مردان خواسته بود كه داوطلب نبرد در جنگ شوند، اما كسي اين كار را نكرد چون همه به همسر و خانواده خود علاقه مند بودند.
كلوديوس عصباني شد و فكر عجيبي به سرش زد، فكر كرد اگر مردان را از ازدواج كردن باز دارد ديگر دلبسته نخواهند شد و همه به ارتش او خواهند پيوست. پس كلوديوس ازدواج را در كشورش غير قانوني وممنوع كرد. در اين ميان كشيشي به نام سنت والنتين بود كه مانند بقيه مردم با اين قانون مخالف بود اوتصميم گرفت زوج هاي جوان را مخفيانه و با يك جشن كوچك به هم برساند. يك اتاق كوچك يك شمع عروس و داماد والنتين و مراسمي كه تماما در نجوا برگزار مي شد. تا اين كه يك شب آنها متوجه صداي پاي سربازان نشدند...

بله والنتين به زندان افتاد و قرار شد محاكمه شود اما مردم دسته دسته به ملاقات او ميرفتند تا بگويند كه آنها نيز مانند او به عشق ايمان دارند. يكي از ملاقات كنندگان هميشگي والنتين دختر نگهبان زندان بود كه توانسته بود هر روز با اجازه پدرش به ديدار او برود آنها گاه تا ساعت ها با هم صحبت مي كردند.تا اينكه روز 14 فوريه سال 269 ميلادي حكم والنتين صادر و او محكوم به مرگ شد. او با نامه كوتاهي از دختري كه هر روز به ملاقاتش مي رفت خداحافظي كرد ...


I Left my Friend a little note : thanking her for her friendship & her loyality Isigned it : love form your valentine

سنت والن تاين نام کشيشي است که در قرون نخست ميلادي زندگي مي‌کرده است. در زمان زندگي وي ايمان به مسيح و دين مسيح جرم بود و سن والن تاين در راه عشق و ايمان به مسيح تا پاي جان رفت و سرانجام در راه عشق به معبودش شهيد گرديد.
رفته رفته اين روز به روز موسوم به عشق تبديل کشت و مرسوم است در اين روز تمام زوجها و کساني که در قلبشان عشقي پاک دارند به طريقي محبت و عشق خود را ابراز مي‌کنند

شما نيز اگر كسي را دوست داريد فقط يك جمله بگوييد:

be my valentine

Happy Valentine

Happy Valentine

Happy Valentain 

Happy Valentine

Happy Valentine

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 12:59 توسط Ali| |

سلام به همه اصلا حالم خوب نیس معذرت بهتون میگم واسه چی..

امروز با خوشحالی از تمرین اومدم دیدم رفیقم حالش گرفته ؟ گفتم چی شده ؟

گفت دختر آقا حسینی یادته گفتم آره گفت امروز رفته بالا پشتبوم خودش انداخته پایین !!!!! 

مارس موندم گفتم واسه چی گفت ؟؟؟ گفت نمیدونم شاید عشقی شاید .....

باباش اومده قش کرده بوده چاقو براداشته میخواسته خودشو بکشه چه وضعی !!!!!!

دختره همه جاش شکسته بوده میگن نصفه صورتش رفته بوده !!!!

حالا خودتون قضاوت کنین آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 21:34 توسط Ali| |

Design By : Mihantheme